الشيخ عباس القمي

8

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

بار گران بر سر دوشم چو كوه * كوه هم از بار من آمد ستوه اى كه بر عفو عظيمت گناه * در جلو سيل بهار است كاه فضل تو گر دست نگيرد مرا * عصمتت ار باز گذارد مرا جز به جهنّم نرود راه من * در سقر انداخته بنگاه من بندهء شرمندهء نادان منم * غوطه‌زن لجّهء عصيان منم خالق بخشنده احسان توئى * فرد و نوازنده به غفران توئى كتبه بيمناه الوازرة عبّاس بن محمّد رضا القمى عفى عنه سنهء 1346 « 1 » مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى قدّس سرّه از ديدگاه علّامه شيخ آقابزرگ تهرانى قدّس سرّه يكى از دوستان ديرينهء محدّث قمى قدّس سرّه عالم نستوه و بزرگوار ، مرحوم شيخ آقابزرگ طهرانى ( طاب ثراه ) بوده است كه سالهاى متمادى با هم در حوزهء علميّهء نجف به تحصيل اشتغال داشتند ، علّامه شيخ آقابزرگ طهرانى قدّس سرّه طهرانى كه خود يك كتاب شناس بزرگ و دانشمند محقّق بوده است ، بيش از ديگران به عظمت روحى و اخلاقى محدّث قمى آشنا بوده است ، او در بيان شخصيّت دوست قديمى خود چنين مىنويسد : « . . . « حاج شيخ عبّاس قمى » بيشتر اوقات خود را در خدمت استاد « محدّث نورى » مىگذرانيد . . . ما شاگردان « محدّث نورى » با هم رابطهء صميمى داشتيم ، و همگى پيوسته ملازم او بوديم . من با ساير فضلا در دروس علماى بزرگ غالبا گرد مىآمديم با اين فرق كه رابطهء من با « شيخ عبّاس قمى » محكم‌تر از ديگران بود ، زيرا ما دو نفر در اطاق يكى از مدارس نجف با هم سكونت داشتيم و كار و لوازم زندگى را مشتركا انجام داده و تهيّه مىكرديم ، حتّى در پختن غذا . دو سال بعد از محدّث نورى نيز ما با هم بوديم و نزد ساير اساتيد درس مىخوانديم . من از همان موقع به خوبى « حاج شيخ عبّاس قمى » را شناختم . او را انسانى كامل

--> ( 1 ) - علماء معاصرين صص 181 - 182 ط تهران - تبريز .